اگر کسی را دیدید ک از همه چیز لذت میبرد
سخت نمیگیرد
میبخشد
میخندد و
میخنداند
او نه بی مشکل است و نه شیرین مغز
او فقط طوفانهای هولناکی را پشت سر گذاشته و قدر داشتههایش را میداند...
اگر کسی را دیدید ک از همه چیز لذت میبرد
سخت نمیگیرد
میبخشد
میخندد و
میخنداند
او نه بی مشکل است و نه شیرین مغز
او فقط طوفانهای هولناکی را پشت سر گذاشته و قدر داشتههایش را میداند...
امروز صب دیر بیدار شدم، بعد غذا گرم کردم ، و گفت نمیخوره چون تکراریه 😑 نمیدونم چرا بعضی از پسرا اینقد از غذا ایراد میگیرن ، و همش بهونه میاره و لوس بازی و اذیت میکنه ، من جای عمه بودم نشونش میدادم😂 عمه همش کتاب روانشناسی میخونه ، میگه تو این سن طبیعیه ، و در برابر تمام کاراش مهربونی نشون میده و ذره ذره آب میشه و همش بوسش میکنه ، خیلی سخته آدم اینطور باشه ، نمیدونم هرکسی جای اون بود چیکار میکرد..
گفت مشکل همیشه نبودن آدما نیست، مشکل یه وقتایی اونجاس که بیان و اون آدمی که انتظارشو داشتی نبوده باشن!
درست مثل همونجا که بنان میخونه:
«آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود...»
مادر بزرگ من خدا بیامرز آدم مذهبی بود .
هر وقت دلش واسه امام-رضا تنگ میشد میگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست بری مشهد از همینجا یه سلام بده .
اما من واسه تفریح میرفتم شمال
اون به من نمیگفت حتما لازم نیست بری شمال همینجا تفریح کن .
وقتی سفره میگرفت وقتی محرم میشد به هیت محل برنج و روغن میداد بهش میگفتم اینا همه سیرن پولشو ببر بده به چهارتا آدم محتاج *
اما وقتی من با دوستام مهمونی میگرفتم اون فقط میگفت مادر مراقب خودت باش .
سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه ...
یکی از هیت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند.
اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن .
گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی-های آدمها گیر بدم .
چون آدمها با همین دلخوشی-ها سختیهای زندگی رو تحمل میکنن
لطفا به دلخوشی دیگران گیر ندهید
بعضی وقتام واسه دل اونی که یواشکی چکتون میکنه عکس جدید بذارید..
#توییت
امروز صبح دیر بیدار شدم و بیمارستان نرفتم ، قرعه کشی مسابقه قرار بود ساعت ۲ باشه ، سعی کردم چک نکنم که نگن چقد منتظره😂 بعد گفتن ساعت ۴ لایو قرعه کشیه ، لایو شروع شد ، من خوابیدم ، نگا نکردم که مشخص نشه چقد مشتاقم ، بیدار شدم ، منو منشن کردن که برنده شدم 😍😍 ت قرعه کشی میکرد ، من برنده شدم و دوس دخترش نه .. پارتی بازی نشد..
احساس اینایی رو دارم که بعضیا سعی دارن بکشنش پایین ولی خدا باهاشه و نمیذاره ...
خدایا شکرت خیلیی و قربون امام حسین و حضرت زینب ..
وقتی سوریه رفته بودیم ، مداح میگفت هر وقت حضرت زینبو به جان برادرش قسم بدی حاجتتو برآورده میکنه🌹🌹❤❤
راه رفتن خوب است، همیشه خوب بوده است !
همیشه به درد میخورد ...
وقتی که فقیری و کرایۀ تاکسی گران تمام میشود.
وقتی که ثروتمندی و چربیهای بدنت با راه رفتن آب میشود.
اگر بخواهی فکر کنی میتوانی راه بروی،
اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی ...!
برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابانها باید راه بروی
و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی ...!
وقتی جوانی. وقتی پیری. وقتی هنوز بچهای هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه و و برای توقف بعدی باید راه رفت ...
فریبا وفی
صبح با سروصدام تو خواب عمه بیدارم کرد ، یادم نمیاد چی دیدم ، همچنین، خواب دیدم نمرم اومده و ۱۹ شدم و داشتم بال در میاوردم ، از صب چند بار سما رو چک کردم خبری نیست ، انشالله خوب بشم ، ش رفته بود دانشگاه و کارای منو انجام داده ، از یه طرف ازش ممنونم ازیه طرف ناراحت که چرا تو کار من دخالت میکنه ، یاد قبلنا میفتم که چقد منو اذیت کردن ...
این آخرین نمرمه و خیلی خیلی مهمه برام ، چون میتونه خیلی تعیین کننده باشه ، خدایا کمکم کن 🙏
نمیگم با امیدِ واهی خودت رو گول بزنی تا روزت شب بشه شبت روز،
نمیگم خودت رو به نفهمیدن بزنی که اتفاقا اینبار فهمیدن بهترین حالت ممکنه.
نمیگم کنار اومدن با خیلی از اتفاقات آسونه،نه !
میگم با تموم سختی ها بدی ها تنهایی ها دلتنگی ها این زندگی ارزش جنگیدن رو داره حتی شده برای یه رویا باید بجنگی...
همون رویایی که تموم شب بیدار نگهت داشته باید تنها برای اونم که شده بایستی بجنگی...
یوقتایی کوچکترین رویاها بزرگترین و بهترین لحظه های فردا رو میسازن
و اگر هم اونطوری نشد که دلت میخواست،که رویات بود مهم اینه که تو تموم لحظه هاتو تلاش کردی،رنج بردی،به واقعیت نزدیک شدی.
میگم تو چراغ هارو روشن کن اینکه باد اونهارو خاموش کرد دست تو نیست تو چراغ هارو روشن کن،تو بجنگ. . .
حاتمه ابراهیم زاده